مرسي دوستان ! بايد بگم كه خيلي كامل تر و جامع ترشم نوشته بودم كه نشد چون طولاني بود زمستان كه ميشد دلم شور ميزد ميترسيدم هيچگاه از خواب غفلت بيدار نشوم
بهار كه ميشد دلم شور ميزد ميترسيدم باز هم در دلم جوا نه ي محبتي نرويد
تابستان كه ميشد دلم شور ميزد ميترسيدم باز هم دستهايم تنها بماند
پاييز كه ميشد دلم شور ميزد ميترسيدم بازهم خاكستر سيگار ژاكتم را سوزانده باشد
ثبت نام در: دوشنبه 21 دي 1388, 15:38 بعدازظهر نامه ها: 468
ممنون آقا وحید.خیلی خوب نوشتید ومفید موفق باشید بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد بهادر عارضش خطی به خون ارغوان دارد غبارخط بپوشانیدخورشید رخش یارب بقای جاودانش ده که حسن جاودان دارد ما مجوز میدهیم